چرا میزان صدای مانیتورینگ اهمیت دارد؟
اگر با صدای خیلی کم میکس کنید، ممکن است جزئیات مهمی مانند نویز، دیستورشن، صدای نفس و تعادل فرکانسهای بالا را بهخوبی نشنوید. در این وضعیت، احتمال دارد وکال، هایهت یا سنجها را بیش از حد افزایش دهید تا در میکس واضحتر به نظر برسند.
از سوی دیگر، مانیتورینگ با صدای بسیار بلند نیز تصمیمگیری را دشوار میکند. صدای بلند میتواند بیس و فرکانسهای بالا را جذابتر و پررنگتر نشان دهد. همچنین، شنیدن طولانیمدت با ولوم زیاد باعث خستگی گوش میشود و حتی ممکن است به شنوایی آسیب بزند.
تفاوت ولوم مانیتور با فیدر ترک
فیدر هر ترک در نرمافزار، سطح صدای همان لاین را در میکس تغییر میدهد. بنابراین، اگر برای پیدا کردن ولوم مناسب شنیدن، فیدرهای پروژه را جابهجا کنید، بالانس میکس نیز تغییر خواهد کرد. این کار میتواند قضاوت شما درباره وکال، بیس و درام را نادرست کند.
برای تنظیم میزان صدای مانیتورینگ، از ولوم کارت صدا، کنترلر مانیتور یا ولوم خروجی اصلی استفاده کنید. در این حالت، نسبت میان اجزای میکس ثابت باقی میماند. در نتیجه، فقط شدت صدایی که به گوش شما میرسد تغییر میکند، نه ساختار میکس.
مرحله اول: پیدا کردن کمترین صدای قابلاستفاده
ابتدا ولوم مانیتورینگ را تا حد زیادی پایین بیاورید. سپس آن را بهآرامی افزایش دهید تا موسیقی به اندازهای برسد که بتوانید وکال، ریتم و سازهای اصلی را بهوضوح دنبال کنید. این نقطه، کمترین سطح شنیدن قابلاستفاده شما محسوب میشود.
مقدار بهدستآمده را یادداشت کنید؛ البته این عدد ممکن است روی کارت صدا، کنترلر مانیتور یا ولوم نرمافزار نمایش داده شود. هدف این مرحله، پیدا کردن حدی است که موسیقی هنوز واضح شنیده میشود، اما فشار زیادی به گوش وارد نمیکند.
مرحله دوم: پیدا کردن بیشترین صدای راحت
در مرحله بعد، ولوم مانیتورینگ را بهتدریج بالا ببرید، اما هرگز آن را به سطحی نرسانید که گوش را اذیت کند. چند لحظه به میکس گوش دهید و توجه کنید که آیا صدای سنجها، وکال یا بیس باعث خستگی و ناراحتی میشوند یا خیر.
سپس ولوم را کمی کاهش دهید تا به بیشترین سطحی برسید که همچنان برای شنیدن راحت و ایمن است. این عدد را نیز یادداشت کنید. به یاد داشته باشید که این سطح فقط برای بررسی کوتاهمدت مناسب است و نباید ساعتها با آن میکس کنید.
مرحله سوم: انتخاب محدوده میانی
اکنون دو عدد دارید: یکی حداقل صدای قابلشنیدن و دیگری حداکثر صدای راحت. بهترین میزان صدا برای بخش بزرگی از فرایند میکس، معمولاً در محدوده میان این دو عدد قرار میگیرد. این سطح میانی به شما اجازه میدهد جزئیات را بشنوید، بدون آنکه گوش زود خسته شود.
برای مثال، اگر در مرحله اول به منفی ۲۰ دسیبل و در مرحله دوم به منفی ۱۳ دسیبل رسیدهاید، میتوانید نقطه میانی را پیدا کنید. میانگین این دو مقدار برابر است با:
-20+-132=-16.5 dB
بنابراین، شروع مانیتورینگ در محدوده منفی ۱۶ تا منفی ۱۷ دسیبل میتواند انتخاب مناسبی باشد.
چرا باید در ولومهای مختلف میکس را بررسی کنید؟
محدوده میانی، نقطه مناسبی برای شروع و انجام بخش اصلی میکس است. با این حال، نباید تمام تصمیمهای خود را فقط در یک سطح صدا بگیرید. میکس را گاهی با ولوم کم بررسی کنید تا تعادل وکال، کیک و بیس را بسنجید؛ زیرا در صدای کم، عناصر مهمتر باید همچنان قابلشنیدن باشند.
همچنین، میتوانید برای چند دقیقه کوتاه، میکس را با ولوم کمی بالاتر بررسی کنید. این کار به شناسایی تیزی فرکانسهای بالا، هیس، دیستورشن و پیکهای آزاردهنده کمک میکند. با این وجود، بخش عمده میکس را در سطح متوسط و راحت انجام دهید.
محدودیت عدد دسیبل در فیدرها
عدد دسیبل روی فیدر نرمافزار همیشه معادل سطح واقعی صدای اتاق نیست. برای مثال، عدد منفی ۱۶ دسیبل در یک پروژه ممکن است با پروژهای دیگر، کارت صدای متفاوت یا مانیتورهای دیگر، شدت صدای کاملاً متفاوتی ایجاد کند. بنابراین، این اعداد را باید بهعنوان راهنمای شخصی در سیستم خودتان در نظر بگیرید.
اگر به اندازهگیری دقیقتر نیاز دارید، میتوانید از دستگاه اندازهگیری سطح صدا یا اپلیکیشنهای قابلاعتماد استفاده کنید. در محیطهای حرفهای، سطح مانیتورینگ را با واحد dB SPL کالیبره میکنند. با این حال، برای استودیوی خانگی نیز داشتن یک ولوم مرجع ثابت و راحت، نتیجه میکس را بسیار بهتر میکند.
جمعبندی بهترین میزان صدا در میکس
برای پیدا کردن بهترین میزان صدا، ابتدا پایینترین ولوم قابلشنیدن و سپس بالاترین ولوم راحت را مشخص کنید. پس از آن، سطحی میان این دو مقدار را بهعنوان ولوم مرجع برای میکس انتخاب کنید. این روش ساده به شما کمک میکند با گوش خسته تصمیم نگیرید و تعادل واقعیتری در موسیقی ایجاد کنید.
در نهایت، ولوم شنیدن را با کارت صدا یا کنترلر مانیتور تغییر دهید، نه با فیدرهای ترک در نرمافزار. میکس را در چند سطح مختلف بررسی کنید، اما بیشترین زمان را با صدای متوسط بگذرانید. این عادت، کیفیت تصمیمهای شما را در میکس و مسترینگ بهطور محسوسی افزایش میدهد.